الههام، از مازندران، شهر بهارنارنج بابل
از همان کودکی غرق
در خیال و طرحهای رنگارنگ بودم. اولین نقاشیام پرندهی کوچکی بود که روی شاخهای ساده نشسته بود؛ همان نقاشی، اولین جرقهی مسیر هنری من شد. مدتی از نقاشی فاصله گرفتم، اما پس از چند سال دوباره به آن بازگشتم؛ این بار پختهتر و باتجربهتر، انگار بخشی از کودکیام را در قالبی دیگر زندگی میکردم.
علاقهام به هنر از سفرهایم که به طبیعت داشتم آغاز شد. بهعنوان یک درونگرا، طبیعت برایم پناهگاهی آرام بود؛ جوری با طبیعت خو میگرفتم که حس خوبش مثه بوی باران، لمس تنهی درختان و دیدن رنگهای برگها و گلها را با تمام وجود حس میکردم. طبیعت برای من الهامبخش بود و دلم میخواست تکتک جزئیاتش را ثبت کنم. ابتدا با نقاشی و سپس با عکاسی. ثبت لحظههای خاص زندگی، به شیوهی خودم، برایم تبدیل به یک رسالت شد.
هر فرصتی که در زندگی پیدا میکنم، به سمت هنر میروم تا دنیای درونم را به تصویر بکشم. دورههای مختلف نقاشی مانند سیاهقلم ،آبستره، رزین و ….و همچنین دوره عکاسی را گذراندهام؛ تنها برای آرام کردن کنجکاوی درونیام نسبت به جهان اطراف. در کنار این مسیر، ورکشاپهای رزین و آبستره نیز برگزار کردهام تا تجربهها و آموختههایم را با دیگران به اشتراک بگذارم.کمکم هنر برایم دیگر سرگرمی نبود؛ تبدیل شد به هویت و پلی میان دنیای درون و بیرون.
عکاسی نیز دنیای شگفتانگیزی برایم گشود؛ نگاهی دقیقتر به جهان میدهد و میآموزد که زیبایی در جزئیات پنهان است. همین نگاه تازه باعث شد بفهمم هر لحظه ارزش ثبت شدن دارد.
در نهایت بگویم:
اینجا جایی است که بخشهایی از روحم، درونم و زاویهی دیدم به دنیا را با شما به اشتراک میگذارم. به دنیای کوچک اما واقعی من خوش آمدید؛ جایی که هنر فقط دیده نمیشود، بلکه حس میشود، تجربه میشود و زندگی میشود. ♥️
سون آرت گالری / Seven Art gallery